السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
206
تفسير الميزان ( فارسي )
جازم است ، و فهمانيد كه آن قدر در دل شوهرش نفوذ دارد كه بتواند او را به هر چه كه مىخواهد وادار سازد و در امر او به هر نحوى كه دلش بخواهد تصرف كند . * ( « قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْه وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ » ) * راغب در مفردات مىگويد : « صبا ، يصبو ، صبوا و صبوة » به معناى از جا كنده شدن از شدت اشتياق است كه آدمى را وادار به كارهاى سبك و كودكانه مىكند ، و به اين معنا است آيه * ( « أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ » ) * « 1 » . و در مجمع البيان گفته : كلمه « صبوة » به معناى لطافت عشق است . « 2 » زليخا و زنان مصر بدون هيچ پروايى آنچه در دل داشتند بيرون ريختند . او فاش نمود ، و ايشان فاش نمودند ، در حالى كه خود يوسف ايستاده بود . ايشان به خيال خود توجه او را به سوى خود معطوف مىكردند ، و به خيال خود با او حرف مىزدند ، ولى او كمترين توجهى به آنها نكرد ، و حتى به يك كلمه هم زبان نگشود ، بلكه توجه خود را به درگاه خداى متعال معطوف داشت و با قلبى كه جز خدا چيز ديگرى در آن جا نداشت رو به سوى خداى مالك دلها نمود و گفت : * ( « رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْه . . . » ) * . و اين كلامش دعا ( نفرين ) به خود نبود كه « خدايا ! مرا با انداختن در زندان از شر اين زنان خلاص كن » بلكه بيان حال خود در برابر تربيت الهى بود و مىخواست عرض كند : در جنب محبت تو زندان را با رضاى تو ترجيح مىدهم بر لذت معصيت و دورى از تو . و اين گفتارش نظير آن حرفى بود كه در روز خلوت با زليخا گفت : * ( « مَعاذَ اللَّه إِنَّه رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّه لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ » ) * . پس در هر دوى اين دو كلام افتخار ورزيدن به داشتن چنين خدايى بزرگ و مهربان است ، و تنها فرق ميان آن دو اين است كه در يكى خدا را خطاب كرده و در ديگرى زليخا را . و در هيچ يك از آن دو ، دعا ( نفرين ) نيست . البته جمله * ( « رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ . . . » ) * يك نوع مقدمه و زمينه چينى است براى جمله * ( « وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ » ) * كه در ظاهر دعا است و در واقع زبان حال است . بنا بر اين ، معناى آيه چنين است : پروردگارا ! اگر من ميان زندان و آنچه كه اينان مرا بدان مىخوانند مخير شوم زندان را اختيار مىكنم ، و از تو درخواست دارم كه سوء قصد اينان را از
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « صبا » . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 231 .